تبليغاتX
شکسته دلان

شکسته دلان

درد عشقی کشیدم که مپرس_____________زهر هجری چشیدم که مپرس

امروز



اگر شبی فانوس ِ نفسهای من خاموش شد، اگر به حجله آشنایی، در حوالی ِ خیابان خاطره برخوردی و عِده ای به تو گفتند، کبوترت در حسرت پر کشیدن پرپر زد! تو حرفشان را باور نکن! تمام این سالها کنار ِ من بودی کنار دلتنگی ِ دفاترم! در گلدان چینی ِ اتاقم! در دلم ... تو با من نبودی و من با تو بودم! مگر نه که با هم بودن، همین علاقه ساده سرودن فاصله است؟ من هم هر شب، شعرهای نو سروده باران و بوسه را برای تو خواندم! هر شب، شب بخیری به تو گفتم و جواب ِ تو را، از آنسوی سکوت ِ خوابهایم شنیدم! دستهامان چند فانوس ِ ستاره باشد، پس دلواپس ِ‌انزوای این روزهای من نشو، اگر به حجله ای خیس در حوالی ِ خیابان خاطره برخوردی ...
نوشته شده توسط جعفر فرامرزی در پنجشنبه 7 دی1385

لينك مطلب



کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .

All Rights Reserved 2005-2006 © by jafar3d.blogfa.com

Design This Web By Noleek @ Ver:2.00 POWERED BY BLOGFA.COM




0 1111